Web Analytics Made Easy - Statcounter

به گزارش جماران به نقل از یورونیوز، ساکنان پایتخت پرتغال در حالی روز پنجشنبه پنجاهمین سالگرد انقلاب میخک را که یادآور مبارزه با دیکتاتوری و پیروزی است جشن گرفتند که حمایت از راست افراطی طی سال‌های اخیر در این کشور، همانند اغلب نقاط اروپا بیش از گذشته مورد استقبال قرار گرفته است.

ده‌ها هزار نفر روز پنجشنبه برای گرامیداشت جشن پنجاهمین سالگرد «انقلاب میخک» در پرتغال که طولانی‌ترین دیکتاتوری فاشیستی اروپا را سرنگون کرد و دموکراسی را در این کشور به ارمغان آورد، به خیابان‌های لیسبون، پایتخت سرازیر شدند.

بیشتر بخوانید: اخباری که در وبسایت منتشر نمی‌شوند!

جمعیت زیادی از ساکنان لیسبون در این راهپیمایی حضور داشتند و ضمن در دست داشتن گل‌های میخک و برافراشتن پرچم‌های کشورشان شعار «۲۵ آوریل همیشه؛ فاشیسم هرگز دوباره!» سر دادند.

آنتونیو اولیویرا سالازار، پرتغال را از سال ۱۹۳۲ تا ۱۹۶۸ تحت سلطه خود داشت، اما حکومت اقتدارگرای فوق محافظه‌کار او با جانشینش مارسلو کائتانو، تنها شش سال دیگر تداوم یافت و سرانجام در ۲۵ آوریل ۱۹۷۴ با انقلاب میخک از هم فروپاشید.

این انقلاب تقریبا بدون خونریزی توسط گروهی از افسران جوان ارتش که خواهان دموکراسی و پایان دادن به جنگ‌های طولانی‌مدت علیه جنبش‌های استقلال در مستعمرات آفریقا بودند، پایه‌ریزی و هدایت شد. کودتای نظامی توسط گروه «کاپیتان‌های آوریل» منجر به استعمارزدایی سریع شد.

مشارکت ساکنان پایتخت در جشنی ملی که یادآور مبارزه با دیکتاتوری است در حالی صورت می‌گیرد که حمایت از راست افراطی طی سال‌های اخیر در پرتغال، همانند اغلب نقاط اروپا بیش از گذشته به چشم می‌خورد.

جشن‌های روز پنجشنبه در میدان کومِرس (تجارت) لیسبون، در کنار رودخانه تاگوس آغاز شد، جایی که دو ناوچه نیروی دریایی این کشور پهلو گرفته بودند.

همزمان، جنگنده‌های نیروی هوایی در آسمان به پرواز درآمدند، خودروهای نظامی در مسیر تعیین شده حرکت کردند و بیش از ۴۰۰ سرباز در این مراسم رژه رفتند و سرود ملی کشورشان را خواندند.

ژوائو مارسلینو، شهروند ۷۴ ساله پرتغالی که از جمله شرکت کنندگان در جشن‌های سالگرد انقلاب میخک در لیسبون است نسبت به اوج‌گیری گرایش‌های افراطی در کشورش ابراز نگرانی می‌کند.

وی می‌گوید که ظهور چشمگیر جریان‌های عوامگرا و راست افراطی طی سال‌های اخیر در پرتغال که به گفته او بازتابی از یک رویکرد مشابه در دیگر کشورهای عضو اتحادیه محسوب می‌شود بسیار نگران کننده است زیرا «راه حل‌های خوبی را برای هیچ کشوری به ارمغان نمی آورد.»

این شهروند سالخورده پرتغالی می‌‌افزاید: «نگرانم که بعد از ۵۰ سال دموکراسی هنوز عده‌ای از مردم آنگونه که باید آگاه نشده‌ باشند... حال آنکه راست افراطی در حال پیشروی است زیرا احزاب اصلی به توسعه کشور کمک نمی‌کنند.»

مارسلو ربلو دی سوسا، رئیس جمهوری پرتغال طی سخنانی در حضور نمایندگان پارلمان گفت که همه «باید به نیروی حیاتی دموکراسی واقف باشند و به سطحی از فروتنی و ذکاوت برسند که همواره دموکراسی، حتی نمونه ناقص آنرا به دیکتاتوری ترجیح دهند.»

به رغم آنکه نظام دموکراسی چندحزبی حاکم بر پرتغال از سال ۱۹۷۴ همواره تداوم داشته و زیرساخت‌های آن بواسطه عضویت در اتحادیه اروپا و کمک صندوق‌های توسعه به شکل قابل توجهی مدرن شده، اما پرتغال همچنان فقیرترین کشور اروپای غربی باقی مانده است.

نارضایتی از بحران مسکن ناشی از افزایش مداوم اجاره بها به همراه دستمزدهای پایین، خدمات بهداشتی ضعیف و موارد که از فساد در احزاب اصلی کشور حکایت دارد، باعث تقویت راست افراطی در پرتغال شده است.

ژوزه دوارته، جوان ۲۹ ساله پرتغالی می‌گوید که امسال جشن گرفتن انقلاب به دلیل ظهور راست افراطی که او امیدوار است موقتی باشد، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

به گفته این شهروند پرتغالی: «ما همه می‌توانیم با میراث به جا مانده از آنهایی که انقلاب ۲۵ آوریل را رقم زدند، با راست افراطی مبارزه کنیم.»

«فیل در اتاق»

آنتونیو کاستا پینتو، محقق علوم سیاسی دانشگاه لیسبون معتقد است در حالی که اکثر پرتغالی‌ها لیبرال دموکراسی را پذیرفته و به انقلاب ۲۵ آوریل افتخار می کنند، محبوبیت روزافزون چِگا، حزب پوپولیست و ضد مهاجر پرتغال، به مثابه «فیلی در اتاق» که در جشن‌های انقلاب میخک امسال بود. (کنایه به مشکلی بزرگ که هیچکس نمی‌خواهد به آن فکر کند و یا آنرا به چالش بکشد.)

وی می‌افزاید : «چگا افرادی را به سوی خود جذب کرده که نگاهی تجدیدنظرطلبانه به تاریخ دارند و برآنند که استعمار و امپراتوری چندان بد هم نبودند و باید به گذشته پرتغال و نمادهای آن بها داد.»

چگا به طور مکرر از شعار سالازار یعنی «خدا، میهن پرستی و خانواده» استفاده می کند و به این سه «کار» را نیز افزوده است.

آندره ونتورا، رهبر چگا، انگ فاشیست بودن به خود یا حزبش را رد می‌کند و می‌گوید که این حزب ضد ساختار است و می خواهد قانون اساسی پرتغال را تغییر دهد.

ونتورا روز پنجشنبه در پارلمان، با متهم کردن سوسیال دموکرات‌های حاکم و اپوزیسیون سوسیالیست‌ به ناتوانی در پایان دادن به فقر در کشور، گفت: «پنجاه سال پیش انقلابی کردیم که به ما آزادی داد، اما در ادامه عزت را از ما گرفت.»

چگا که در سال ۲۰۱۹ تأسیس شد، سومین حزب بزرگ پرتغال است؛ این حزب راست افراطی تعداد نمایندگان خود را در انتخابات پارلمانی مارس چهار برابر کرد و به ۵۰ نفر رساند.

 

منبع: جماران

کلیدواژه: انتخابات مجلس لیگ برتر طوفان الاقصی انتخابات مجلس لیگ برتر طوفان الاقصی روز پنجشنبه راست افراطی ۲۵ آوریل

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.jamaran.news دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «جماران» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۴۰۲۰۰۷۵۵ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۵۷۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

خبر بعدی:

با ۲۱ میلیون نفر بی سواد دمکراسی حاکم می شود؟

سواد دموکراسی می آورد. باورتان می شود؟ این گزاره ساده و عجیب حاصل ده سال پژوهش ژوزف هنریچ انسان شناس بلندآوازه دانشگاه بریتیش کلمبیا در ونکوور است. قصه روشن است. بی سوادی سیستمی ناکارآمدی و نادانی سیستمی می‌زاید و این سیستم ها هم برای حفظ قدرت چاره ای جز خودکامگی و استبداد و زورگویی ندارند. همچنین این سیستم ها به دلیل ناکارِآمدی و نادانی، نظام آموزشی را هم ناکارآمد می کنند و موجب گسترش بی سوادی همگانی می شوند. برآیند این وضعیت تقویت و بازتولید خودکامگی و استبداد است.

مشکل اصلی کجاست؟ این هم روشن است. ساختار شناختی و مغزی انسان بی سواد فاقد ذهن تحلیلی و انتقادی است و نمی تواند پیچیدگی ها را تجزیه و تحلیل نماید. اجازه دهید به نتایج پژوهش هنریچ نگاهی کنیم.

-هنریچ و همکارش ابتدا در ۲۰۱۰ نتایج تحقیق شان درباره راز توسعه دموکراسی در جوامع غربی را در مجله نیچر منتشر کردند. آنها گفتند مردمان غربی با دیگران تفاوت دارند و گونه ای انسان متمایز از دیگر مردمان خردمند هستند که توانسته اند سامان دموکراتیک در کشورهای شان تاسیس کنند. نام این گونه را انسان کژدیس نهادند. انتشار این مقاله سر و صدا کرد و هنریچ پژوهش هایش را ادامه داد و در ۲۰۲۰ کتاب" انسان کژگونه؛ دمکراسی، برآیند پانزده قرن کژدیسی جوامع غربی" (۱۴۰۱) را منتشر کرد.

-پرسش هنریچ معمای جهان امروز است: جوامع غربی دموکراتیک چگونه از دولت های پیشامدرن به دولت های مدرن دموکراتیک رسیدند اما سایر کشورها نرسیدند؟ این معمای بزرگ را بسیاری از محققان و متفکران بزرگ کاویده اند، اما پاسخ هنریچ کاملا متفاوت از بقیه است.

-هنریچ نشان می دهد جوامع دموکراتیک از سال ۵۰۰ میلادی تحولات شان را آغاز کردند و نه از رنسانس در پانصد سال پیش. همچنین هنریچ نشان می دهد دولت ها و سامان سیاسی دموکراتیک حاصل دو تحول ساختاری است: ۱) ظهور سواد همگانی؛ ۲) تحول نهاد خویشاوندی. بحث تحول نهاد خویشاوندی را که از هزار و پانصد سال پیش آغاز شد فعلا کنار می گذارم و جدا بیان می کنم. اما بحث سواد و دموکراسی مختصر می گویم. البته کتاب او ۸۷۸ صفحه است و فقط نتیجه اش را می گویم.

- اروپا از قرن شانزدهم سوادآموزی همگانی را آغاز کرد و تا ۱۹۵۰ تمام جمعیت باسواد شدند. به قول هنریچ "در قرن شانزدهم مهارت خواندن و نوشتن همچون آتش به پنبه زار اروپا افتاد" . هنریچ در دیباچه اش می نویسد سوادآموزی همگانی مغز انسان کژگون را تغییر داد و باعث شد " مداربندی های عصبی آن از نو سیم پیچی شد" و " لب پیشانی به ویژه در ناحیه بروکا که نقش مهمی در تکلم دارد تغییر کرد" و در نتیجه این تغییر " پردازش گفتار و تفکر درباره اذهان دیگران" هم متحول شد.

”خواندن" حتی بیش از نوشتن نقش مهمی در این تحول داشت. خوانایی و نویسایی قلمرو واژگانی ما را گسترش می دهد، تفکر مفهومی و انتزاعی را ایجاد می کند، باعث ذخیره و انباشت تجربه ها و دانش ها می شود، شیوه تفکر تحلیلی و انتقادی را جایگزین شیوه تفکر کلی می سازد، درک همدلانه را تقویت می کند، موجب تقویت تفکر مستقل می گردد، و شکل تازه ای از تعاملات اجتماعی را می آفریند.

هنریچ اینها را نشان می دهد و بیان می کند که اینها لازمه دموکراسی اند. میزان پیشرفت دموکراسی تابعی از میزان خوانایی و نویسایی مردم هر جامعه است. در کتابم "الفبای زندگی"(۱۴۰۳) همین قصه را درباره بحران دموکراسی در ایران شرح داده ام. می دانم باسواد کردن ۲۱ میلیون نفر جمعیت بی سواد کنونی کار ساده ای نیست. سخت تر از آن میلیون ها نفری هستند که دیپلم و حتی مدرک دانشگاهی دارند اما خوانا و نویسا نیستند.

در "الفبای زندگی" نشان داده ام محتاج مدرسه ایم اما مدرسه ای با کیفیت که بتواند انسان توانمند خوانا و نویسا تربیت کند. این راه تحقق دموکراسی در ایران است. اگرچه این راهی نیست و نباشد که یک شبه طی شود.
بیشتر بخوانید:
چرایی پیش‌بینی‌ناپذیری ایران فردا / قواعد بازی حکومت و جامعه پیچیده‌تر شده
حال خراب سیاست های فرهنگی / قانون چیست، صدا و سیما و دولت چه می گویند، مردم چه می کنند؟/ بدون تفکیک نهادی سیاست فرهنگی نخواهیم داشت
زوال نگرانی مشترک متفکران امروز از فوکویاما و پیکتی تا عجم‌اغلو/ فناوری الزاما موجودی معصوم نیست
انقلاب علمی خاموش و انفعال ما / پیشگامی تولید فکر نیازمند آزاداندیشی از قیدهای تحمیلی است

۲۱۶۲۱۶

برای دسترسی سریع به تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ رویدادهای ایران و جهان اپلیکیشن خبرآنلاین را نصب کنید. کد خبر 1903405

دیگر خبرها

  • بلژیک ورود صهیونیست‌های افراطی را ممنوع می‌کند
  • هشدار کارشناسان درباره بحران مسکن در اروپا و خطر راست افراطی
  • با ۲۱ میلیون نفر بی سواد دمکراسی حاکم می شود؟
  • از افراطی ترین یگان رژیم صهیونیستی چه می دانیم؟
  • چطور پیامک‌های جعلی را بشناسیم؟
  • واکنش معاون فرهنگی وزارت ارشاد به تحریف شخصیت حسن صباح در «حشاشین» + فیلم
  • طالبان: بازداشت دانشجویان در آمریکا سرکوب دموکراسی است
  • افزایش ظرفیت تولید فولاد منجر به کاهش نرخ بیکاری خواهد شد
  • اسوههای زندگی را با این کتاب بشناسیم
  • فاشیسم با یک سلاح جدید بازگشته است: نظریه توطئه!